مقدمه
در بازار فولاد جنوب تهران، بازاری که سالهاست نبض قیمت استیل ایران را تعیین میکند، معاملهگران این روزها با پدیدهای عجیب روبهرو شدهاند: هر بار که از واشنگتن خبر تازهای درباره تحریم یا تهدید نظامی میرسد، قیمتها در همان ساعت چند پله بالا میرود. فولاد ضدزنگ که زمانی کالایی صنعتی با قیمتگذاری نسبتاً قابل پیشبینی بود، حالا به یکی از حساسترین شاخصهای تنش سیاسی میان ایران و آمریکا تبدیل شده است.
صعود بیسابقه قیمتها
دادههای بازار نشان میدهد ورق استیل ۳۰۴ با ضخامت ۰.۴ میلیمتر در حال حاضر حدود یک میلیون و دویست و هشتاد هزار تومان به ازای هر کیلوگرم معامله میشود که رشد سالانه آن به ۲۸ درصد میرسد. ورق استیل ۳۱۶ با ضخامت ۲۰ میلیمتر نیز با رشد ۳.۶ درصدی به یک میلیون و چهارصد و پنجاه و چهار هزار تومان رسیده است. در بازار جهانی نیز شرکتهایی مانند Nucor و CSI قیمت ورق گرم را به ترتیب به ۱,۲۴۰ و ۱,۳۰۵ دلار در هر تن افزایش دادهاند.
ریشه این جهش را باید در دو عامل همزمان جستوجو کرد. نخست، فشار هزینههای جهانی: نیکل بهعنوان عنصر کلیدی تولید استیل، تحت تأثیر کاهش تولید در اندونزی به دلیل خشکسالی ناشی از النینو با محدودیت عرضه مواجه شده و پیشبینی میشود حدود ۱۰۰ هزار تن از تولید جهانی آن کاهش یابد. شرکت Steel & Tube نیوزیلند نیز اعلام کرده از اول اکتبر قیمت محصولات استیل خود را بین ۳ تا ۹ درصد افزایش میدهد و دلایل آن را افزایش هزینه حمل، محدودیت ظرفیت تولید و رشد قیمت نیکل و کروم عنوان کرده است.
محاصره دریایی و زنجیره تأمین
اما عامل دوم که وزن آن بهمراتب سنگینتر است، محاصره دریایی و اختلال در مسیرهای واردات است. مسیر اصلی واردات استیل به ایران از چین через تنگه هرمز به خلیج فارس در ماههای اخیر با محدودیتهای شدیدی مواجه شده است. برآوردهای صنفی نشان میدهد در اوج محاصره، ظرفیت مؤثر مسیرهای معمول واردات تا حدود ۹۰ درصد کاهش یافته است. بخشی از محمولههای بارگیریشده در بندر مبدأ یا در مسیر سرگردان ماندهاند و محمولههای رسیده نیز به دلیل بازرسیهای امنیتی و محدودیتهای گمرکی با تأخیر ترخیص میشوند.
هزینه بیمه جنگ نیز عامل تعیینکنندهای شده است. پس از آنکه تنگه هرمز در فهرست مناطق پرخطر شرکتهای بیمه قرار گرفت، پوشش بیمه جنگ یا لغو شده یا حق بیمه آن چند برابر شده است. یک کشتی کانتینری از چین به ایران، امروز بخش قابل توجهی از کرایه خود را صرف «صرفه ریسک» میکند و این هزینه نهایتاً در قیمت تمامشده ورق استیل بازتاب مییابد.
مذاکرات در آستانه فروپاشی
همزمان با این تحولات اقتصادی، پرونده مذاکرات ایران و آمریکا وضعیتی مبهم و شکننده دارد. ایران «طرح هفتروزه» خود را ارائه کرده که بر اساس آن، در صورت اجرای هفت شرط از سوی آمریکا از جمله رفع محاصره دریایی، بازگرداندن فوری داراییهای بلوکهشده و معافیت تحریمی صادرات نفت کانال دریایی هرمز ظرف هفت روز بازگشایی خواهد شد. اما مقامات ایرانی میگویند پاسخ آمریکا «ناکافی» و «مبهم» بوده است. محسن رضایی، دبیر شورای عالی امنیت ملی، تأکید کرده که تنها بخشی از شرایط ایران از سوی واشنگتن پذیرفته شده و طرف آمریکایی باید ابهامات را روشن کند.
از سوی دیگر، جیدی ونس، معاون رئیسجمهور آمریکا، خواستار «کاهش معنادار» ظرفیت غنیسازی اورانیوم ایران شده و هرگونه توافقی را منوط به اقدامات عملی دانسته است. ترامپ نیز اعلام کرده آمریکا تا پیش از انتخابات میاندورهای سوم نوامبر به ایران حمله نخواهد کرد؛ اظهارنظری که نشان میدهد واشنگتن دستکم در کوتاهمدت اولویت را به ثبات سیاسی داخلی داده است.
طبل جنگ و علامتهای متناقض
با این حال، همزمان با این «تأخیر سیاسی»، تقویت نظامی در منطقه ادامه دارد. آمریکا دو سامانه پدافندی پاتریوت به عربستان و قطر اعزام کرده و یک گروه ضربت ناوهواپیمابر با حدود ۹,۰۰۰ نظامی در راه منطقه است. پنجشنبه گذشته نیز نیروهای آمریکایی یک سایت موشکی زیرزمینی ایران را هدف قرار دادند؛ اقدامی که به گفته مقامات آمریکایی پاسخی به تلاش ایران برای حمله به ناو هواپیمابر آمریکایی بوده است.
در طرف مقابل، ایران نیز از آمادگی کامل برای سناریوهای مختلف خبر میدهد. مقامات ایرانی بر کنترل کامل تنگه هرمز تأکید دارند و گفتهاند «بدون مدیریت ایران، امنیت خلیج فارس تضمین نخواهد شد». دادههای میدانی نشان میدهد عبورومرور کشتیها از تنگه هرمز به شدت کاهش یافته است؛ در ششم اکتبر تنها ۷ کشتی از این تنگه عبور کردند که کمترین میزان در دو ماه گذشته بوده است. حجم انتقال نفت خام نیز ۲۷ درصد کاهش یافته و در هفته منتهی به پنجم اکتبر، ۱۲ حمله به نفتکشها در این منطقه ثبت شده که بالاترین رقم از زمان آغاز جنگ در فوریه ۲۰۲۶ است.
جمعبندی؛ بازاری که به جنگ قیمت میدهد
نکته کلیدی اینجاست که میان جهش قیمت استیل و تنشهای تهران–واشنگتن پیوندی مستقیم وجود دارد که کمتر به آن پرداخته میشود: نااطمینانی. بازار فولاد ایران بازاری است که قیمتگذاری آن تا حد زیادی به انتظارات از آینده وابسته است. هرگونه تشدید تنش در خلیج فارس، بهطور خودکار هزینههای حمل، بیمه و ریسک تجارت را بالا میبرد و این هزینهها نهایتاً در قیمت کالاهای نهایی بازتاب مییابد.
از این منظر، پرسش «آیا سناریوی جنگ جدی است؟» را میتوان با پرسشی اقتصادیتر جایگزین کرد: بازارها تا چه حد احتمال جنگ را قیمتگذاری کردهاند؟ رشد ۲۸ درصدی قیمت استیل در یک سال گذشته تا حدی بازتاب همین انتظار ریسک است. اگر مذاکرات به نتیجه برسد، احتمالاً شاهد تخلیه بخشی از این حباب قیمتی خواهیم بود. اما اگر دیپلماسی شکست بخورد، نهتنها قیمت فولاد، بلکه کل معادلات تجاری منطقه با آشفتگی بیسابقهای مواجه خواهد شد. در آن صورت، طبل جنگ تنها در میدان نبرد شنیده نخواهد شد؛ در بازار استیل نیز صدای آن بهوضوح به گوش میرسد.








