ریسک تقاضا: نیرویی که همه‌چیز را متوقف می‌کند

بازار فولاد ایران در میان فشار هزینه و ریسک تقاضا

بازار میلگرد ایران در روزهای ابتدایی آبان ۱۴۰۵ تصویری از یک رکود کم‌تحرک را به نمایش می‌گذارد. بر اساس گزارش‌های میدانی، قیمت میلگرد در بیشتر محصولات بدون تغییر محسوس باقی مانده و تنها برخی مقاطع نوسانات جزئی را تجربه کرده‌اند.

کارخانه صنعتی تولیدی سپید ارمغان
کارخانه صنعتی تولیدی سپید ارمغان

چکیده: بازار فولاد ایران این روزها در وضعیتی پارادوکس‌گونه گرفتار شده است: از یک سو، هزینه‌های انرژی، نوسانات ارزی و ریسک‌های ژئوپلیتیک فشار صعودی شدیدی بر قیمت تمام‌شده تولید وارد می‌کنند؛ از سوی دیگر، ضعف تقاضای واقعی در بخش ساختمان و محدودیت‌های صادراتی اجازه نمی‌دهند این فشارها به رشد قیمت پایدار تبدیل شوند. نتیجه، رکودی است که نه قیمت‌ها را کاهش می‌دهد و نه اجازه جهش می‌دهد.

بازار میلگرد ایران در روزهای ابتدایی آبان ۱۴۰۵ تصویری از یک رکود کم‌تحرک را به نمایش می‌گذارد. بر اساس گزارش‌های میدانی، قیمت میلگرد در بیشتر محصولات بدون تغییر محسوس باقی مانده و تنها برخی مقاطع نوسانات جزئی را تجربه کرده‌اند. میلگرد ۱۶ آجدار A3 نیشابور با افت دو هزار تومانی به ۱۰۸ هزار و ۱۸۰ تومان رسیده و میلگرد ۱۸ آجدار A3 آریان فولاد در محدوده ۱۱۷ هزار و ۷۳۰ تومان معامله می‌شود . این ثبات ظاهری اما محصول آرامش نیست؛ بلکه نتیجه برخورد دو نیروی متضاد است که هر یک دیگری را خنثی می‌کند.

فشار هزینه: نیرویی که مهار شده است

از سمت عرضه، فشارهای هزینه‌ای متعددی بر تولیدکنندگان فولاد وارد می‌شود. هزینه انرژی، به‌ویژه در شرایط ناترازی گاز و برق، یکی از مهم‌ترین این عوامل است. نوسانات نرخ ارز نیز به‌طور مستمر هزینه مواد اولیه وارداتی و قطعات یدکی را بالا می‌برد. به این موارد باید ریسک‌های ژئوپلیتیک و انتظارات تورمی ناشی از تنش‌های سیاسی را افزود که فضای روانی بازار را ملتهب نگه می‌دارد .

در بازار جهانی نیز، قیمت زغال‌سنگ کک‌ساز به‌عنوان یکی از نهاده‌های کلیدی تولید فولاد در کوره‌های بلند، نوسانات قابل‌توجهی را تجربه کرده است. ایران در تأمین زغال‌سنگ باکیفیت تا حدی به واردات وابسته است و هر جهش در قیمت‌های جهانی، مستقیماً بر بهای تمام‌شده تولید اثر می‌گذارد . با این حال، همان‌گونه که تحلیل‌گران بازار اشاره کرده‌اند، این فشارها «فعلاً توان تبدیل به رشد قیمت را ندارند» .

 

بازار استنلس استیل

 

ریسک تقاضا: نیرویی که همه‌چیز را متوقف می‌کند

در سمت تقاضا، وضعیت به مراتب دشوارتر است. بخش ساختمان—مهم‌ترین مصرف‌کننده میلگرد و مقاطع فولادی—با رکودی عمیق دست‌وپنجه نرم می‌کند. با نزدیک شدن به فصل سرما، فعالیت‌های ساختمانی به‌طور طبیعی کاهش می‌یابد و چشم‌انداز تقاضا تیره‌تر می‌شود . خریداران با احتیاط عمل می‌کنند و حاضر نیستند در قیمت‌های فعلی موجودی خود را افزایش دهند.

محدودیت صادرات نیز مزید بر علت شده است. صادرات که می‌توانست به‌عنوان دریچه اطمینان برای تولیدکنندگان عمل کند، در شرایط فعلی با موانع متعددی از جمله مشکلات نقل‌وانتقال ارز و تحریم‌ها مواجه است. نتیجه این است که تولیدکننده نه می‌تواند قیمت را بالا ببرد (چون تقاضای داخلی کشش ندارد) و نه می‌تواند تولید را کاهش دهد (چون هزینه‌های ثابت و تعهدات قراردادی فشار می‌آورند).

آنچه در بورس کالا می‌گذرد
داده‌های بورس کالا تصویر دقیق‌تری از عدم تعادل عرضه و تقاضا ارائه می‌دهد. در معاملات هفته پایانی مهرماه، از ۱۸۸ هزار و ۲۵۰ تن شمش فولادی عرضه‌شده، تنها ۹۴ هزار و ۹۰۰ تن به فروش رسید—یعنی حدود نیمی از عرضه بدون مشتری ماند . این نسبت در مورد میلگرد ساده و آلیاژی حتی بدتر بود: از ۸ هزار و ۸۰۰ تن عرضه، تنها هزار تن معامله شد .

با این حال، جالب است که در همان معاملات، میانگین قیمت پایانی شمش فولادی حدود ۱۹.۶ درصد بالاتر از قیمت پایه بود . این شکاف نشان می‌دهد که بخشی از خریداران، به‌ویژه در سمت شمش، همچنان انتظارات تورمی دارند و حاضرند برای تضمین تأمین، قیمت بالاتری بپردازند. اما این رفتار در مورد محصولات نهایی مانند میلگرد مشاهده نمی‌شود، زیرا تقاضای مصرفی واقعی در پایین‌دست زنجیره وجود ندارد.

 

استنلس استیل

 

چشم‌انداز کوتاه‌مدت: دو سناریو
برای سه تا شش ماه آینده، دو سناریوی اصلی قابل تصور است.

سناریوی نخست تداوم وضعیت فعلی: اگر تنش‌های ژئوپلیتیک به درگیری نظامی تمام‌عیار تبدیل نشود و محدودیت‌های صادراتی نیز ادامه یابد، بازار فولاد در همان محدوده فعلی نوسان خواهد کرد. قیمت‌ها تحت فشار هزینه‌ها به‌آرامی و به‌صورت مقطعی بالا می‌روند، اما با هر افزایش، تقاضای بیشتری از دست می‌رود و قیمت‌ها به عقب بازمی‌گردند. این یک تعادل رکودی است که می‌تواند ماه‌ها ادامه یابد.

سناریوی دوم برخورد نظامی: اگر تنش‌ها به رویارویی نظامی منجر شود، دو اثر متضاد هم‌زمان فعال می‌شوند. از یک سو، اختلال در کشتیرانی و بسته شدن احتمالی تنگه هرمز، واردات مواد اولیه و صادرات فولاد را مختل می‌کند و هزینه‌های حمل و بیمه را به‌شدت بالا می‌برد. از سوی دیگر، تقاضای داخلی بیشتر فرو می‌ریزد و سرمایه‌گذاری در ساخت‌وساز به تعویق می‌افتد. در چنین شرایطی، جهش قیمتی کوتاه‌مدت محتمل است، اما با سرکوب شدید تقاضا همراه خواهد بود و دوام نخواهد داشت.

جمع‌بندی
بازار فولاد ایران در یک دوراهی دشوار قرار گرفته است. فشار هزینه‌ها واقعی است و نمی‌توان آن را نادیده گرفت؛ اما تا زمانی که تقاضای مصرفی در بخش ساختمان زنده نشود و صادرات گشایش نیابد، این فشارها به رشد قیمت پایدار تبدیل نخواهند شد. تولیدکنندگان در میانه این دو نیرو، حاشیه سود خود را فدا می‌کنند تا سهم بازار را از دست ندهند. آنچه این تعادل شکننده را می‌تواند به هم بزند، نه یک عامل اقتصادی، بلکه یک شوک بیرونی—چه نظامی و چه ارزی—است که می‌تواند به‌طور ناگهانی معادلات را تغییر دهد. تا آن زمان، بازار فولاد ایران در رکودی نفس می‌کشد که نه درمانده است و نه امیدوار.


امتیاز شما به این مطلب چقدر است؟


ارسال نظر درباره این موضوع

Loading...
تماس بگیرید